صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 45

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

عالم أجسام در حركت جوهري وتحوّل پى در پى است ، در واقع ، نه يك عالم ، بلكه عالمهاى شخصي متعدّد ومتوالى وجود دارند ؛ وروشن است كه هر يك از اين عالمها حادثند ، زيرا وجود آنها لحظه‌اى است ، ودر لحظهء قبل موجود نبوده‌اند « 1 » : وأمّا العالم بجميع جواهره المادّيّة والصّوريّة والنّفسيّة والجرميّة وأعراضها ، فهي حادثة متجدّدة في كلّ حين ؛ ولا يوجد في شيء من العالم قديم بشخصه واحد بالعدد ، بل يوجد منه في كلّ آن شخص آخر . فهذه السّماوات والأرضون الموجودة في هذا الزّمان لم يكن موجودة أشخاصها قبل هذا الزّمان . . . « 2 » در حقيقت ، بنابر نظريّهء صدر المتألّهين ، ما جهانهاى حادث داريم نه يك جهان حادث . زيرا تنها در صورتي مىتوانيم تعبير « يك جهان » را بكار ببريم كه به « ماهيّت » جهان نظر داشته باشيم ، نه به « وجود » آن ؛ ودر اين صورت نيز بايد توجّه داشت كه وحدت ماهوى يك وحدت عددي نيست ، بلكه وحدت حدّى است كه امرى ذهني وانتزاعي بوده ، نه به حدوث متّصف مىشود نه به قدم . ماهيّت مطلقه يا همان كلّى طبيعي ، جدا از افراد ومصاديقش هيچ تحقّقى ندارد تا بتوان آن را موضوع يك حكم - مثل حدوث يا قدم - قرار داد ؛ وهر حكمي كه بر آن شود ، در واقع بتبع حكمي است كه

--> ( 1 ) توجّه به دو أصل اصالت وجود وحركت جوهري ، علاوة بر آنكه تصوير حدوث عالمها را نمودار مىسازد ، زوال آنها را نيز نمايان مىكند ؛ زيرا در هر لحظه يك عالم شخصي وجود دارد كه نه تنها در لحظات قبل وجود نداشته ، در لحظات بعد نيز وجود نخواهد داشت . ( 2 ) همين رساله ، ص 112 .